فشارهای عصبی در سازمانها و راههای مقابله با آن

گرد آوری : رضا محزون کارشناس مدیریت صنعتی با گرایش تولید و عملیات

 در دهه اخير موضوع فشار عصبی يا استرس و آثار آن در سازمان مورد التفات و توجه بسيار واقع گرديده و يکی از مباحث اصلی رفتار سازمانی را بخود اختصاص داده است . اگر چه در علم پزشکی مسئله فشار عصبی و علل و عوارض آن مدتهاست مورد بررسی و تحقيق قرار دارد اما باب اين مبحث در رفتار سازمانی تازه گشوده شده است و علمای اين رشته ، مدت کوتاهی است که به تحليل فشار عصبی و آثار و عواقب آن در سازمان و اعضای آن پرداخته اند . علیرغم اين نظر که فشارهای عصبی برای ايجاد تحرک و تلاش در انسان ضروری است زمانی که بحث استرس مطرح می شود بيشتر به عوارض و ضايعات آن توجه شده و استرس مضر و مخل مد نظر قرار ميگيرد . به هر حال فشار های عصبی عوارض فراوانی بر عملکرد و فعاليتهای اعضای سازمان دارد . مديران . کارکنان و ارباب رجوع سازمان تحت تاثير فشارهای عصبی دچار حالات روانی می شوند و دست به رفتارها و اعمالی می زنند که مستقيماً در بازدهی سازمان منعکس ميگردد . فشارها ی عصبی دارای آثار جسمانی هست و از اين طريق هم به سازمان لطمات شديدی وارد می کند . استرسهای حاد نيروی انسانی سازمان را ضايع ميکند و هدف سازمان را دستخوش تزلزل می سازد . افرادی که دچار استرس ميگردند و توان مقابله با آن را از کف می دهند ، از جهات جسمانی، روانی و رفتاری دچار آسيب می شوند وبدين ترتيب است که استرس در سازمان همچون آفتی نيروها را تحليل می برد و فعاليتها و تلاشها را عقيم می سازد .

گروهی از صاحبنظران رفتار سازمانی ، استرس را بيماری شايع قرن نامگذاری کرده اند .

شايد هم به راستی دوران ما عصر استرس و فشارهای عصبی است ، دوره ای که در آن انسان بيش از هر زمان ديگری در معرض عوامل موجد استرس قرار گرفته و مسائل و مشکلا ت بی شماری از هرطرف او را احاطه کرده است . در چنين جهان پر هياهويي چگونه مي توان از فشارهای عصبی اجتناب کرديا با آن به مصاف مقابله پراخت؟ و چه عواملی موجد استرس است و چرا انسان به استرس دچار ميشودو چگونه می توان فشار عصبی و عوارض آن را شناخت؟ و بالاخره چگونه می توان قبل از رسيدن به مراحل حاد با استرس به مقابله برخاستو آن را مهار کرد ؟

در اين مقاله کوشش به عمل آمده است تا استرس و يا فشار عصبی تعريف و منشاء عوامل ايجد کننده و نشانه های آن را شناخته شود و سرانجام راههای مقابله با آن را بيان کرد .

 استرس يا فشار عصبی چيست ؟

استرس به معنی فشار ، واژه ای است که فيزيک به رعايت گرفته شده و امروزه برای بيان روان – تنی کاربرد عام يافته است . به عبارت بسيار کلی و ساده  استرس حالتی است در روان و تن  که ناشی از وارد شدن فشارهای روحی يا جسمی به فرد است . بنابراين شايد فشار عصبی معادل دقيقی برای استرس نباشد . چه استرس  حالتی ناشی از فشار است نه خود فشار ، اما با اندک اغماضی می توان استرس را همان فشار عصبی معنی کرد و آن را حالتی دانست که انسان در مقابل محرکهای نا سازگار بيرونی  از خود بروز ميدهد . در تعريف ديگر ی ، استرس را پاسخی دانسته اند که فرد برای تطبيق با يک وضعيت خارجی متفاوت با وضعيت عادی به صورت رفتار روانی يا جسمانی از خود بروز ميدهد . در اين تعريف استرس عبارتند از عکس العمل های فرد در مقابل موقعيتهای تهديد کننده در محيط .

صاحبنظر ديگری استرس را مجموعه واکنشهای عمومی انسان نسبت به عوامل ناسازگارو غير منتظره خارجی يا به عبارت ساده تر اخلال در سيستم سازگاری و تطبيق بدن آدمی با محيط خارجی تعريف ميکند . از ديدگاه وی هر گاه تعادل و سازگاری ارگانيسم به علت عوامل مخل خارجی از ميان ميرود فرد دچار استرس ميگردد . دريک تعريف دقيق تر استرس حالتی بيان شده که درآن فرد با موقعيتها و فرصتها و موانع و محدوديتها، يا نيازها و انتظاراتی مواجه ميگردد که نتايج حاصل از آنها برای او مهم است تا امکان تحقق نتايج مذکورنامطمئن و غير قابل پيش بينی دقيق می باشد . به عنوان مثال زمانی که نتيج ارزشيابی عملکرد يک کارمند بسيار مهم است ودر ضمن او اطمينان نداردکه درآن موفق خواهد بود يا خير ، دچار فشار عصبی ميگردد .

دو تن از صاحبنظران علوم رفتاری استرس را عکس العملی دانسته اند که به منظور سازگاری با عامل يا موقعيتی که فشار روانی يا فيزيکی بر فرد وارد می سازد ، در وی ايجاد می گردد . به عبارت ديگر استرس واکنش و پاسخی به موقعيتهای فشار آور است . و در تعريف ديگری استرس حالتی قلمداد شده است که : دبر اثر محرکهای خارجی از وضعيت  و حالت معمول و متعارف خود خارج می گردد. یه طور خلاصه در فضای عصبی فرد با محرکهای موجد استرس مواجه می شود که با موقعيت عادی متفاوت است . او می کوشد تا خود را با آنها منطبق و سازگا ر کند ، واکنشهای ر.ان – تنی حاصل از اين تلاش،

استرس  نام دارد . برای روشن شدن مفهوم فشار عصبی ذکر چند نکته ضروری است : اول آنکه استرس همواره به علت عوامل ناخوشايند و نامطلوب در فرد به وجود نمي آيد . يک مژده  بسيار مسرت بخش و موقعيت غير منتظره در يک مسابقه بزرگ نيز می تواند برای فرد اجاد استرس کند . به همان گونه که يک خبر ناگوار و يک شکست ناگهانی نيز چنين است . نکته ديگر انکه استرس لزوماً نبايد به عنوان يک پديده منفی درنظر گرفت . ميزان مشخصی اط استرس که برای فرد سازنده و محرک باشد، همانگونه که اشاره شد ، استرس مفيد است و نبايد از آن هراس داشت . آنچه بايد کنترل و با آن مقابله شود ، استرسهای مضر و مخل است . نکته آخر اينکه استرس به معنای اضطراب نيست ، زيرا اضطراب جنبه روانی دارد در حالی که استرس صرفاً حالتی روانی نيستو جنبه روان – تنی دارد. همچنين استرس معادل بيماری جسمانی نيست ، زيرا بيماری دارای تظاهرات اختصاصی و غيراختصاصی است در حالی که استرس دارای تظاهرات غير اختصاصی يا عمومی است و البته ممکن است استرس به علت بيماری ايجاد شود،اما استرس بيماری نيست ، فردی که دچار بيماری ميگردد در ابتدا يک سلسله علائم اختصاصی از خود بروز ميدهد، اما اگر عامل بيماری زا به مدتی طولانی و شديد بر ارگانيزم اثر کند آن گاه علاوه بر تغييرات خاص ، شماری از تغييرات کلی نيز روی می دهد که دارای ماهيت قالبی و کليشه ای  است و اين تغييرات عمومی علائم استرس به شمار مي آيد ، تغييرات مذکور ممکن است منشاء ديگری غير از بيماری داشته و ناشی از فشار مسئوليت ، هيجانات کاری و امثال آنها باشد . از اين رو می توان  نتيجه گرفت که استرس از نظر ماهيت اختصاصی است ولی از نظر منشاء  غير اختصاصی است . اختصاصی بودن ماهيت آن يعنی اينکه دارای تغييرات قالبی يکسان مانند تورم يا زخم در دستگاه گوارشی ، ايجاد حساسيت ، عوارض قلبی و امثالهم می باشد . اما غير اختصاصی بودن منشاء آن از اين نظر  است ممکن است استرس بر اثر محرکهای بسيار متفاوت ايجاد گردد .

عوامل ايجاد کننده استرس :

عوامل موجد استرس را می توان به دو دسته عوامل فردی و گروهی تقسيم کرد . عوامل موجد استرس فردی حاصل خصوصيات و ويژگيهای فردی است و عوامل ايجاد کننده استرس گروهی زاييده روابط جمعی است .

عوامل ايجاد کننده فردی :

 دتعارض در نقش ، يکی از عوامل ايجاد کننده استرس فردی به شمار ميرود . هر فردی در زندگی دارای نقشهای متفاوتی است به عنوان مثال رديس يا مرئوس در سازمان بع عنوان پدر و مادر و فرزند در خانواده ، به عنوان عضو يک انجمن و عنوان يک دوست نقشهای مختلفی را عهده دار است . ايفای اين نقشها برای هر انسانی طبيعی است اما مشکل ، زمانی آغاز می شود که نقشهای مذکور متعارض واقع شود و در اين هنگام است که تعارض به صورت عامل ايجاد کننده استرس عمل خواهد کرد . فی المثل اگر برای يک فرد نقش پدر مهربان و عاطفی بودن را ايجاد کند و نقش رئيس خشونت را ضروری سازد ممکن است اين تعارض موجب فشار عصبی وی گردد . در زمينه کاری نيز تعارض در نقش می تواند موجد استرس باشد . بدين ترتيب که اگر بين وظايف و مسئوليتهای شغلی ، قوانين و مقررات ، منابع و امکانات ، انتظارات و توقعات از فرد ميگردد . ابهام در نقش شغلی فرد نيز ناشی از نا آگاهی و عدم وجود اطلاعات لازم در مورد شغل است . می تواند عامل استرس باشد . زمانی که در سازمان ارتباط ضعيف است ، آموزشهای لازم وجود ندارد و اطلاعات مورد نياز در اختيار کارکنان قرار نمي گيرد .

اين ابهام نقش بيشتری و احتمال بروز فشار عصبی افزونتر خواهد شد .

تعارض در هدفهای فردی نيز ممکن است عامل فشار عصبی واقع شود . تعارض ناشی از هدف را به سه نوع تقسيم کرده اند . تعارض خواست – خواست در هدفها زمانی پيش ميايد که انسان چند هدف مطلوب و دلخواه دارد اما نمی تواند تمامی آنها را باهم تحقق بخشد . مثلاً شغل خوب و مسئوليت بيش از اندازه در شغل مذکور نمونه ای از تعارض خواست – ناخواست است که در آن فرد شغل خوب را خواهان است اما مسئوليت بيش از حد را دوست ندارد و از آن احتراز ميکند . يا اجرای يک برنامه اصلاحی برای مدير

که با اعمال آن وی عده ای از طرفداران خود را از دست ميدهد . نمونه ديگری ا ز تعارض خواست- ناخواست است زيرا مدير مايل به اجرای برنامه است ولی در عين حال نمی خواهد گروهی از حاميان خود را اط دست بدهد . تعارض خواست – ناخواست زمانی پيش مآيد که فرد می خواهد از دو هدف اجتناب نمايد . اما امکان احتراز از هر دوی آنها وجود ندارد . به عنوان مثال کارگری که از بيکار شدن بيزار است و در همين حال از کار در محيط کارخانه و نحوه سرپرستی نيز دل خوشی ندارد . دچار تعارض ناخواست – خواست است . تعارض در هدف در حالات پيش گفته می تواند موجبات فشار عصبی را در افراد فراهم سازد و تعادل آنان را بر هم بزند .

از عوامل ايجاد کننده استرس فردی می توان به اتفاقات و تغييرات غير منتظره در زندگی شخصی نيز ااشاره کرد . به عنوان مثال مشکلات خانوادگی چون جدايي از همسر، مرگ نزديکان و عزيزان ، بيماريهای  سخت و لاعلاج و بيکاری و فقر نمونه عواملی هستند که می توانند فرد ر ا دچار استرس سازد . البته بايد در نظر داشت که شخصيت و روحيه افراد در دچار شدن آنان به فشار عصبی ، بسيار موثر مي باشد . مثلاً افراد خونسرد و آرام ، نسبت به افراد عصبانی و ناآرام در مقابل استرس مقاومت و مصونيت بيشتری را دارا ميباشند و از اين رو در مورد نوع شخصيت افراد  و ارتباط آن با فشار عصبی  تحقيقات مختلفی انجام شده است . و تقسيم بنديهايي نيز در زمينه شخصيت افراد در اين رابطه بعمل آمده است .

در يکی از تقسيمات انجام شده در مورد شخصيت دو گونه ( الف ) و ( ب ) برای شخصيت ذکر گرديده است  که هريک واکنشهای خاصی نسبت به استرس از خود نشان ميدهند . خصوصيات اغلب افرادی که دارای شخصيت و نوع ( الف ) می باشند عبارتند از :

1-  بيش از حد کار ميکنند و حتی روزهای تعطيل و استراحت را نيز صرف کار می نمايند .

2-  تحت فشار موعدها و مهلت های انجام يافتن کار قرار ميگيرند و برای به موقع انجام شدن امور نگرانی پيدا ميکنند .

3-  اغلب با خود و ديگران در رقابت هستند و استانداردها و هدفهای بالايي را برگزيده می کوشند هر طور شده به آنها دست يابند .

4-  آرام وسکون ندارند و دائم بيقرارند .

5-  اغلب مضظربند و قادر به ايجاد آرامش برای خويشتن نيستند .

6-  غالباً چند هدف را تواماًٌ انتخاب می کنند و می کوشند همه آنها را با هم تحقق بخشند .

7-  اوقات فراغت را اتلاف وقت می دانند و به غير از کار سرگرمی ديگری ندارند .

8-  همواره وقت کم دارند و در سخن گفتن ، غذا خوردن راه رفتن ، و ... شتابزده و عجول هستند .

9-  موفقيت را بطور کمی می سنجند و ذهنی مملو از  آمار و ارقام دارند .

10-     ناشکيبا و اغلب پرخاشجو و خشن می نمايند .

خصوصيات کسانی که دارای شخصيت ( ب ) هستند مخالف خصوصيات بر شمرده شده  در مورد گونه  ( الف )  است . اين گونه افراد کسانی هستند که :

1-  صبور و شکيبا و بردبارند .

2-  خونسرد و آرام هستند .

3-  در برخوردها . مراوداتشان ملايم هستند .

4-  برای تفريح کار ميکنند نه برای برنده شدن . در کارکردن متعادل هستند و در اين مورد افراط نمی کنند .

5-  نسبت ب موعدهای کاری خيلی حساسيت نشان نمی دهند .

6-  اهل رقابت نيستند .

7-  بدون احساس گناه استراحت ميکنند و از اوقات فراغت نهايت لذت را مي برند .

8-  اهل لاف و گزاف نيستند .

9-  يک کار را سر فراغت انجام ميدهند و بعد از فراغت  از آن به کار بعدی می پردازند .

همان طور که از خصوصيات اين دو گونه شخصيت بر ميآيد گونه (  الف ) زمينه مساعدتری برای ابتلا به فشار عصبی را دارد و خطرات جديتری او را دنبال ميکند . در حالی که شخصيت ( ب ) گونه در مقابل استرس مقاومتر است و نسبت به آن مصونيت بيشتری دارد ، برخی از تجربيات انجام شده  همبستگی بين خصوصيات شخصيت گونه ( الف ) دارندو در معرض استرس بيشتری نسبت به ساير افراد قرار دارند .

برای تعيين نوع شخصيت الف و ب  پرسشنامه هايي طراحی گرديده است که يکی از انواع خلاصه شده آن را در قسمت بعد ملاحظه می شود .

آزمون شخصيت گونه الف و ب

خصوصيات زير را که در دو سوی يک پيوستار مدرج 7 قسمتی قرار دارند مطالعه کنيد و دور شماره ای را که با خصوصيات شما تطبيق بيشتری دارد ، خط بکشيد . مثلاً در خصوصيت يکم در صورتيکه هرگز دير سر قرارتان حاضر نمی شويد و برای وعده های خود نهايت اهميت را قايل هستيد دور شماره 7 و در صورتيکه ابداً نسبت به قرار ملاقاتها حساس نيستيد دور شماره 1 را خط بکشيد و حالات ديگر را فی مابين شماره های 2-6 مشخص می سازيد .

هيچگاه سر قرارها حاضر نمی شوم

7-6-5-4-3-2-1

در قرار ملاقاتها چندان مقيد نيستم

با سايرين رقابت ميکنم

7-6-5-4-3-2-1

علاقمند به رقابت با ديگران نيستم

هميشه شتابزده ام

7-6-5-4-3-2-1

هيچگاه شتابزده نيستم

سعی می کنم در هر لحظه چند کار را با هم انجام ندهم و در زمان انجام يک کار به فکر کار بعدی هستم .

 

7-6-5-4-3-2-1

 هرکار را در يک زمان انجام ميدهم و بعد از فراغت از آن به کار بعدی می پردازم  .

 

در غذا خوردن و راه رفتن و سخن گفتن سريع  هستم .

7-6-5-4-3-2-1

کارها را آهسته و با تانی انجام ميدهم

احساساتم را برای ديگران بيان نمی کنم

7-6-5-4-3-2-1

احساساتم را به سادگی بيان می کنم

به غير از کارم سرگرمی ديگری ندارم

7-6-5-4-3-2-1

به غير از کارم سرگرميهای بسيار ديگری دارم

  

حال امتيازات خود را جمع زده و در عدد 3 ضرب کنيد . جدول زير نوع شخصيت شما را نشان ميدهد .

جدول گونه شخصيت الف و ب

نمره حاصل

کمتر از 90  ---------------- شخصيت  گونه ب

90 تا 99  ----------------- شخصيت گونه ب

100 تا 105 ---------------- شخصيت گونه الف

106 تا 119 ---------------- شخصيت گونه الف

120يا بيشتر ----------------شخصيت گونه الف

همان طور که در جدول مشاهده می شود هرچه نمرات بدست آمده بيشتر باشد به شخصيت گونه الف نزديکتر است .

عوامل ايجاد کننده استرس گروهی 

از جمله عوامل ايجاد کننده استرس گروهی می توان به تعارض که بين افراد و گروهها در سازمان اتفاق ميافتد ، اشاره کرد . به عنوان مثال عضويت فرد در گروهی که با افراد گروه مذکور هيچ گونه تجانسی ندارد باعث فشار عصبی ميگردد . يا هدفهای آشتی ناپذير در ارتباطات افراد ممکن است موجبات فشار عصبی را برای آنان فراهم نمايد . هدفهای متعارض بين رئيس و مرئوس ، کارگر و کارفرما ، ارباب رجوع و کارمند هم می تواند جزء عوامل ايجاد کننده استرس گروهی بشمار آيد .

در ارتباطات در صورتی که فرد خود و ديگران را به درستی بشناسد و درک کند ، کمتر دچار استرس خواهد شد ، در حالی که در صورت عدم شناخت خود يا ديگران و يا عدم آگاهی از خود و ديگران امکان تعارض بسيار است و مالاً امکان ایجاد استرس نيز افزايش می يابد .

در تجزيه و تحلل واکنشهای متقابل ، در صورتی که طرفين ارتباط نقش بالغ – بالغ ، پدر فرزند يا فرزند فرزند – پدر را داشته باشند مشکلی ايجاد نشده و امکان استرس نخواهد بود اما اگر ارتباطات متقابل باشد امکان ايجاد تعارض و استرس افزوده خواهد شد .

در تقسيم بندی ديگری عوامل موجد استرس به عوامل درون سازمان و برون سازمانی تقسيم شده  است که مختصراً به توضيح آن ميپردازيم .

عوامل ايجاد کننده استرس درونی

اين عوامل را می توان  به نوعی عوامل موجد استرس گروهی به شمار آورد ، زيرا در سازمان ايجاد ميگردد و از روابط جمعی در سازمان بين افراد يا بين افراد محيط سازمان حاصل می شود . نمونه هايي از اين گروه عوامل ايجاد کننده استرس های شغلی می باشند . ذيلاً ذکر ميگردد .

الف – خط مشی های سازمانی :

خط مشی ها و سياستهای ناعادلانه و عدم وجود عدالت شغلی

قوانين خشک و غير قابل انعطاف

جابجايي های مکرر و انتقالهای نا بجا

شرح شغلهای غير واقعی

ب- ساخت سازمانی :

تمرکز بيش از حد و عدم وجود اختيار کافی برای تصميم گيری

عدم امکان ارتقاء و پيشرفت

تخصص گرايي افراطی و جزيی شدن وظايف شغلی

تضادهای صف و ستاد

ج- شرايط فيزيکی سازمان  :

سر و صدای زياد در محيط کار و ازدحام بيش از حد

گرما و سرمای بيش از حد در محيط کار

وجود گازهای سمی در محيط کار

خطرات شغلی و امکان آسيب ديدگی از کار

نور کم و نا کافی برای کار

و – فرايندهای سازمانی :

ارتباطات ناقص و عدم انتقال موثر اطلاعات

عدم وجود باز خورد

کنترلهای بی مورد و آزاردهنده

ارزيابی های نا عادلانه

ارائه اطلاعات نادرست .

شواهد نشان ميدهد که نوع مشاغل کارکنان در دچار شدن آنان به فشار عصبی نقش مهمی ايفا ميکند . مشاغلی که تحت فشارهای زمانی هستند و زمان برای آنها اهميت بسيار دارد . کسانی که در شغل خود با خطرات و آسيبهای فيزيکی مواجهند، مشاغل پر مسئوليت و پاسخگو نسبت به مسائل انسانی يا مالی ، امثال اينها نسبت به فشار عصبی حساسيت بيشتری دارند. مشاغل مديران ، بازرسان ، متصديان کنترل پرواز نمونه هايي از کارهای حساس نسبت به استرس باشد . البته بايد به خاطر داشت برخی از فشارهای عصبی سازمانی در يک حد متعادل می تواند سازنده باشد و موجبات ترک و تلاش بيشتر کارکنان را فراهم سازد .

اخيراً در بعضی شرکتهای آمريکايي مچ بندهايي ابداع شده که ميزان استرس کارکنان را اندازه گيری کرده و در صورتيکه از حد متعادل بالاتر رفت هشدار می دهد تا خود را به مشاور روانی سازمان نشان دهد و از او کمک بخواهد .

عوامل موجد استرس در سازمان : 

محيطهای اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سياسی به عنوان يک سيستم باز، موثر واقع می شود و در صورتيکه تاثيرات آنها مخرب باشد ، موجبات فشار عصبی کارکنان را فراهم می سازد . به فرض نابسامانيهای اقتصادی، يا تزلزل سياسی و نامساعد بودن محيط اجتماعی ، همه می تواند جزء  عوامل موجد استرس برون سازمانی محسوب گردد .

در اينجا لازم به ياد آوری است افراد ظرفيتها و روحيات خود در سازمانهای مختلف واکنشهای متفاوتی نسبت به عوامل ايجاد  کننده استرس مشابه از خود بروز می دهند . بر اساس پژوهشهای انجام شده هر انسانی دارای حدی از انرژی سازگاری  می باشد که با توجه به آن در مقابل عوامل موجد استرس از خود واکنش نشان می دهد و اختلاف در واکنش ، مربوط به ميزان اين انرژی است . فرد می تواند انرژی سازگاری خود را بتدريج و آرام و آرام يا به سرعت و به مقدار زياد مصرف می نمايد . در موارد حساس و اضطراری انسان تمامی اين انرژی را به کار ميگيرد و در زمان استراحت انرژی مذکور را ترسيم می کند .

نکته ديگر اينکه عوامل ايجاد کننده استرس بطور تراکمی عمل ميکنند، بدين  معنی که هر عامل موجد استرس جديد به سطح  فشارهای عصبی قبلی در فرد می افزايد  و ميزان استرس در او بالا می رود و فشارهای عصبی او را از پای درآورده و در حالی که عاملاً مستقلاً و به تنهايي نمی توانست موجد استرس در وی باشد .

علائم و نشانه های استرس :

در تحقيقات اوليه در زمينه فشار عصبی تظاهرات ناشی از استرس را علامت سازگاری عمومی نام گذاری کردند . نشانه های سازگاری عمومی شامل 3 مرحله است :

اول . واکنش هشدار دهنده .

دوم . مرحله مقاومت .

سوم . مرحله تحليل رفتگی .

در مرحله اول ارگانيزم در مواجه با عامل موجد استرس از خود واکنش نشان می دهد . افزايش ضربان قلب ، تغييرات فشار خون و حساسيت از زمره واکنشهای موجود در مرحله اول است . پس از آن در مرحله دوم اگر فرد دچار  شوک شديد ناشی از استرس نشده باشد با استفاده از مکانيسمهای دفاعی بدن به مقاومت در برابر استرس مي پردازد و بر آن غلبه می کند . اما اگر انرژی موجد استرس شدت يابد يا عوامل ديگری بر آن افزوده شود مرحله سوم رخ ميدهد که مرحله تحليل رفتن و گسيختن عصبی و خستگی مفرط است . اين مرحله زمانی به وقوع می پيوندد که انرژی سازگاری تماماً مصرف شده و اصطلاحاً بيماری سازگاری به وجود آمده است .

به طور کلی نشانه های استرس به گونه های مختلف بروز ميکند . مثلاً فردی که دارای استرس بالايي است ، ممکن است فشار خون افزايش يابد . دچار زخم معده ميگردد، اشتهايش را از دست بدهد ، دچار ترديد شود ، عصبانی گرددو حالات و رفتارهای نا بهنجار ديگری را از دست بدهد ، دچار ترديد شود ، عصبانی گردد و حالات و رفتارهای نابهنجار ديگری از خود بروز دهد . بدين ترتيب نشانه های استرس ، فيزيولوژيکی ، روانی و رفتاری است .

 

1-  علائم فيزيولوژيکی استرس :

از آنجايي که مسئله استرس در ابتدا به وسيله پزشکان و متخصصان علم طب مورد مطالعه قرار گرفته ، بيشتر توجه به علائم فيزيولوژيکی معطوف بوده است  و اين علائم مانند تغييرآهنگ ، تنفس ، تغييرات فشار خون ، سردرد، زخم معده ، و اختلالات گوارشی ، حملات قلبی ، اختلال در سوخت و ساز بدن و امثالهم است .

2-علائم روانی استرس :

نشانه های روانی فشار عصبی ممکن است به صورت عصبانيت ، اضطراب و دلشوره ، افسردگی ، عصبی شدن ، حساسيت ، تنش و احساس ملامت و بيهودگی ظاهر گردد. اثر اين عوامل بر روحيه و حالات روحی کارکنان مخرب است و موجب از دست دادن اعتماد به نفس در آنان و کاهش عملکردآنها ميگردد . کسانی که نشانه های روانی فشار عصبی را از خود بروز نمی دهند نسبت به مسائل اطراف خويش بی تفاوت می شوند ، از سرپرستا ن و مقامات بالای خود رنجيده خاطرند ، قدرت تمرکز حواس و تصميم گيری ندارند و از شغل خود ناراضی اند .

2-  علائم رفتاری استرس :

نشانه های رفتاری  فشار عصبی ممکن است به صورت بيخوابی ، کم غذايي يا به عکس اشتهای کاذب به غذا و افراط د ر خوردن آن ، افزايش سيگار در سيگاريها ، شتابزدگی در سخن گفتن و تعجيل و بيقراری در انجام دادن امور بروز نمايد . در سازمان آثار رفتاری فشار عصبی به صئرت تاخير ، غيبت ، تعارض، ترک حرفه ، بی علاقگی به کار و مانند آنها قابل مشاهده است .

طرق مقابله با استرس :

شايد بهترين طرق مقابله با فشار عصبی ان باشد که عامل موجد استرس را از ميان برداريم و استرس را رفع کنيم . اما دراغلب موارد اين امر ممکن نيست و بايد به گونه ای با استرس سازگاری کرد و تحمل آن را برخود هموار ساخت و از شدت آن کاست . طرق  استرس سازگاری کرد و تحمل آن را بر خود هموار ساخت و از شدت آن کاست. طرق مشروح در ذيل تدابيری است که برای مقابله و سازگاری با استرس پيشنهاد گرديده است .

1-  تفکربا هدف ، تفکر عميق و آرمان دار : 

برای رهايي از تشويشهای ناشی از استرس ، تفکر با هدف می تواند طريقی چاره ساز باشد . به عنوان مثال ، در اين طريق فرد به معبود خود متوجه شده ، چنان ذکراو گويد و او مستغرق می شود که از جهان و غم آن فارغ ميگردد و از اين راه آرامش مي يابد . عابدان  و زاهدانی که با خدای خويش در خلوت سرگرم رازو نياز و مناجات هستند در عالمی سير مي کنند که فشار عصبی را بدان راه نيست . صوفيان پس از سماع به حالتی که وجد ناميده می شود می رسند که ورودی از حق است و باعث دگرگونی باطن و حزن و فرح می گردد .و مسلم چنين حالتی استرس نمی تواند بر فرد تسلط يابد . يا کسانی که شيفته شعر و ادب اند از خواندن يک شعر زيبا و تکرار و ترنم آن ممکن است به حالتی برسند که غم اين عالم را فراموش کنند و ديگر استرس نتواند بر آنها غالب گردد . بدين ترتيب تفکر عميق و آرمان دار که انديشيدن به معبود و معشوق و محبوب انسان و در او غرق شدن است ، راهی برای رهايي از فشارهای عصبی و استرس می باشد .

2-  آرميدن آگاهانه يا واهلش :

در اين شيوه مقابله با استرس فرد بايد بکوشد تا به حالتی آرام و عاری از تنش دست يابد . بدين منظور روشهای گوناگونی ابداع گرديده است که به طور مستقل به وسيله خود فرد ، يا به کمک روانشناس قابل استفاده است . در يکی از اين روشها تکنيک تدريجی و مرحله به مرحله واهلش و تنش زدايي يا تنفس عميق و رها سست کردن دستها شروع می شود و ضمن مراحل مختلف فرد می کوشد تا آرامش و احساس راحتی و انبساط عضلانی را در تمام بدن خود ايجاد کند . به کمک تمرينات مداوم با اين روش فرد قدرت می يابد تا بر عضلات و اعصاب خود تسلط يابد و در مواقع استرس آرامش لازم را بدست آورد و تنشها و انقباضات ناشی از استرس را پشت سر نهد . برای واهلش تکنيک و روشهای مختلفی وجود دارد که بايد تحت نظر روانپزشک و با تمرينات منظم از آنها استفاده کرد .

 

3- ورزش و فعاليتهای بدنی :

زمانی که امواج استرس به فرد حمله می آورد ، روی آوردن به ورزش می تواند راهی برای حصول  آرامش عصبی باشد . پياده روی ، دويدن ، شنا کردن ، ساير ورزشها ذهن را از مسائل موجد استرس باز می دارد و مشغول به ورزش می سازد . کسانی که اهل ورزش هستند غالباً روحيه ا ی قوی دارند و در مقابل ناملايمات کمتر دچار ضعف و فتور روحی و جسمی ميگردند .

البته شواهد و دلايل مستندی در دست نيست که ورزش را مستقيماً راه درمان فشارهای عصبی قلمداد کرده باشد ولی اين نکته مسلم است که فرد در زمان ورزش استرس را فراموش می کند و همين فراغت خاطر از عامل موجد استرس باعث استراحت و تجديد قوا برای مقابلبا استرس و ايجاد مقاومت در برابر آن مي گردد .

4-تسلط بر موقعيتهاو شرايط محيطی :

فرد در صورتيکه بتواند بر موقعيتهای آزار دهنده محيط خود تسلط و کنترل پيدا کند خواهد توانست بر فشار عصبی غلبه نمايد . به عنوان مثال اگر فرد در يابد که چه مسائلی او را ناراحت می سازد و موقعيتهای ناخوشايند را شناسايي کند دوری جستن از آنها خواهد توانست از استرس که ناشی از موقعيتهای مذکور است ، جلوگيری کند ، گريختن از آنچه دوست نداريم فرار و ترس نيست بلکه راه حل منطقی و کاری عقلائی است . هر انسانی نسبت به بعضی آدمها ، برخی اطلاعات ، پاره ای شرايط و موقعيتها  حساسيت دارد . وی در صورتيکه عوامل مذکور را بشناسد، به حکم عقل بايد حتی المقدور از آنها پرهيز کند و کمتر خود را دچار استرس سازد .

5- درمان ادراکی :

در اين طريق مقابله با استرس ، فرض اين است که استرسهای انسان ناشی از ادراکات و تفکرات وی از محيط است . بنابراين با تغييرات ادراکات و تفکرات وی از محيط است . بنابر اين با تغيير ادراکات خود می توان بر استرس غلبه کرد . در يکی از روشهای درمان ادراکی پس از آنکه شرکت کنندگان جلسه در مانی توضيح د اده شد که فشارهای عصبی ما اغلب تابع ادراکات خود می توان بر استرس غلبه کرد . در يکی از روشهای درمان ادراکی پس از آنکه برای شرکت کنندگان جلسه در مانی توضيح داده شد که فشارهای عصبی ما اغلب تابع ادراکات ما از موقعيتهاو رويدادهاست . جلسه با اين هدف دنبال می شود . که افراد دريابند چه موقعيتها وچه عواملی موجب ايجاد فشار عصبی در آنها ميگردد و اين عوامل  را چگونه احساس و ادراک می کنند .

بايد بکوشد تا در ادراک خود نسبت به مسئله تغييراتی مثبت بعمل آورد و مثلاً اين ادراک را پيدا کند که من آدم قابلی هستم . اما حجم کار برای يک فرد زياد است و بايد اين مسئله را با مقامات بالاتر مطرح سازم . اين ادراک تدافعی موجب می گردد فرد بتواند استرس را در خود مها ر کند .

در درمان ادراکی هدف آن است که بتوان گرايشی مثبت نسبت به مسائل و اتفاقات پيدا کنيم که ضمن واقعی بودن ، آزاردهنده نباشد . درک واقعيت با ديدی – خوشبينانه و انديشيدن به رويدادهای خوب و اميدوار کننده ، شايد بتوان نحوه ادراک انسان را به گونه ای شکل دهد که کمتر دچار فشار عصبی شود و با روحيه ای قوی تر با مشکلات ناشی از آن روبه رو شد .

6- احساس صميميت و حمايت گروهی :

انسان در زندگی نيازمند محيطی صميمی  و دوستان و يارانی است که حامی و همدم او باشند . در مواقع دچار شدن به فشار عصبی نيز اگر چنين محيطی برای فرد فراهم باشد که بتواند به آن پناه ببرد و در رفع استرس وی بسيار موثر است . بيان مشکلات و مسائلی که انسان را آزار ميدهد برای يک دوست موجب تخليه اضطراب و نگرانی می شود و به فرد تسکين ميدهد . در زندگی اجتماعی و خانوادگی و سازمان همواره نياز به محيطی گرم و محبت آميز وجود دارد و در صورت رفع اين نياز و احساس حمايت گروهی ، فرد در مواجهه با استرس توانمند می شود .

7- خود خواهی ديگر خواهانه و احساس مفيد بودن :

احساس مفيد بودن و برای ديگران و مددکار واقع شدن به فرد روحيه ای مثبت و قوی ارزانی می دارد که او را در مقابله با  فشار عصبی مجهز مي سازد . معلمی که احساس می کند برای  شاگردان خود مفيد است ، کارگری که احساس می کند کاراو برای عده بسياری  موثر است . پزشکی که تلاشهای خود را در نجات بيماران از مرگ موثر می يابد. همه پادزهری برای مصونيت از استرس در خود می سازند . در اين طريق از مقابله با استرس صرف نظر از نوع کاری که انجام ميدهيم ، بايد اين باور را در خود ايجاد کنيم که برای ديگران مفيد هستيم و کسانی که  از نتيجه کار ما بهره مند می شوند . احساس مفيد بودن و احساس اينکه موجود عاطل و باطل و بيهوده ای نيستيم ، به ما قدرت ميدهد تا در مقابل فشارهای عصبی پايداری کنيم .

8- روی آوردن به طنز و شوخی :

اين ضرب المثل که خنده برا ی هر درد بی درمان دواست در تخفيف فشار عصبی نيز می تواند موثر باشد . در يکی از شرکتهای تلفن برای کارکنانی که دچار فشار عصبی و استرس می گردند برنامه ای کامپيوتری طراحی شده که لطائف و شوخی های مختلف را برای شنونده بيان می کند و فردی که احساس استرس مي نمايد ساعتی را در کنار دستگاه مي گذراند و به شوخيها و لطيفه های آن می خندد تا از فشار عصبی خود بکاهد . در کارها نيز گاهی لازم است مسائل را خيلی جدی نگيريم و برای رهايي از استرسهای طاقت فرسا به طنز روی آورده و با خنده از کنار مسائل بگذريم .

10-                     هدف جو بودن :  انسان موجودی هدف جو ست  و در هر لحظه از زندگی خود نيازمند هدفی برای تحرک و تلاش است . انسان بدون هدف قادربه ادامه حيات نخواهد بود . اگر صبحگاهی از خواب برخيزد و احساس کنيد که ديگر هيچ هدفی نداريد که به تحقق آن همت گماريد ، زندگی برايتان بی معنی و بی مفهوم خواهد شد . اصولاً انسان ان گونه آفريده شده است که وقتی فاقد هدف مشخصی باشد احساس گم شدن و پوچی می نمايد . انسان برای غلبه بر مشکلات برای تلاش و کوشش و دستيابی به هدف ساخته شده است و بدون هدف زندگی اش بی ارزش و بی معنی می گردد . داشتن هدف و تلاش برای نيل به هدف  عاملی است که به انسان اميد و انگيزه می دهد و او را برای غلبه بر مشکلات ، برای تلاش و کوشش ، دستيابی به هدف ساخته شده است  و بدون هدف زندگی اش بی ارزش و بی معنی می گردد . داشتن هدف عاملی است که به انسان اميد و انگيزه می دهد و او را بر فشار عصبی مسلط می سازد اگر برای خود هدفهای با ارزشی داشته باشيم که ضمن متعالی بودن قابل حصول هم باشند و طرحهایی برای نيل به آنها تنظيم کرده باشيم اگر بدانيم دنبال چه هستيم و مقصد ما دارای ارزش  و اعتبار کافی برايمان باشد اگر از تجربيا ت گذشته برای توفيق در آينده بهره گيريم . دارای روحيه ای هدف جو خواهيم شد . روحيه ای پر تلاش و توفيق گرا که ما را در مقابل فشار عصبی مقاوم خواهد ساخت .آنچه فوقاً بدان اشاره شد شيوه های مقابله با استرس به طور عمومی بود اما در سازمانتان برای مقابله با استرس کارکنان به عنوان اعضای سازمان بايد عوامل ايجاد کننده استرس سازمانی را از ميان برداشت يا از شدت آنها کاست . از اين رو شيوه هايي از قبيل ايجاد محيط حمايتی برای کارکنان  ، غنی سازی ، شغل ، کاهش تعارضات سازمانی و به طور خلاصه کنترل عواملی که قبلاً به عنوان عوامل ايجاد کننده استرس سازمانی از آن نام برده شد همه می توانند در حل مسئله استرس کارکنان مفيد و چاره ساز باشند .

 

 

 

+ نوشته شده توسط رضا محزون در دوشنبه 1389/01/30 و ساعت 9:20 AM |